پسرم حسین یک سالشه، متولد 10/10/98وزمانی که به دنیا اومد، پنج،شش روز توبیمارستان نوزادان بستری شد. پسرم سه روزش بود که تا صبح توبیمارستان کنارش بودم ونزدیک صبح خوابم برد…باصدای تلویزیون پرستارها بیدارشدم.فضای تلویزیون غم انگیز بود پرستارها همهمه… بیشتر »
آرشیو برای: "دی 1399, 09"
خدایا امروز فهمیدم فهمیدن خوبیهات اسونه… همین که هروز پیش عزیزانم هستم وتو به ما محبت می کنی اغوش گرمت ای مهریانتر ازمادر دوستت دارم سپاسگذارم پروردگارم بمان کنارم بیشتر »
بیشتر »
🌹سلیمانی چگونه سلیمانی شد… ✍با هم رفتیم به محل تولدش. همه جا را نشانمان داد و گفت: ” اگر روزی آقا به من اجازه بدهند از شغلم کناره بگیرم، حتماً به روستا برمیگردم و دوباره کار پدرم را انجام میدهم؛ پدرم کشاورز بود؛ تمام این بوتهها… بیشتر »
بیشتر »
بیشتر »
بیشتر »
خداوندا نیاز دارم به حضورت، به ماندنت در سرای دلم مرا یاور باش که تنها به تو تکیه کرده ام توبمان ای قاب ماندگار ما همه بیشتر »
بیشتر »
بیشتر »
فاطمه نام تو از اتش برید،اتش هم از شکستن حرمت تو شعله کشید…. بیشتر »
بیشتر »
بیشتر »
بیشتر »
🔆*••°عاشقان ظهور °••*🔆 # ✍از بزرگمردی پرسیدم : بهترین چیزی که میشه از دنیا برداشت چیه ؟ کمی فکر کرد و گفت : دست ؛ با تعجب گفتم :چی؟ دست ؟!! گفت بله ، اگر از دنیا دست برداریم کار بزرگی انجام دادیم که کوچکترین پاداشش… بیشتر »
بیشتر »
بیشتر »
بیشتر »
بیشتر »
بیشتر »
بیشتر »
🌼چاشنی بیادماندنی یک دیدار ✍روایتی از عیادت سردارسلیمانی از جانباز اعصاب و روان! حدوداً 15 سال پیش بود که یکی از جانبازان اعصاب و روان کرمان خیلی بدحال شد. بهواسطهی یکی از دوستان رسانهای از ماجرا باخبر شدیم و در بیمارستان حضرت فاطمه سلام… بیشتر »
