رفیقم حسین(ع) مداحی ومولودی خوانی در مدارس ومجالس بانوان)الشتر(09907341747)

رفیقم حسین(ع)

الهم ارنه طلعه الرشیده... طفیل هستیِ عشق اند آدمی وپری ارادتی بنما تا سعادتی ببری به امید نگاهت قلم برداشتم تاخط بکشم روی هرچه غیرتوست وتنها از توبنویسم...قلم هم به شوق وصال تو قیام میکند ! به امید دیدن قامت مهدی حتی اگر بمیرم وروز قیامت سر ازخاک بر دارم بازهم شوق دیدار تورا دارم ودر انتظارم. یاقائم آل محمد
روز نا امیدی شیطان
ارسال شده در 28 تیر 1400 توسط زینب رادسریان در اهل بیت

#به-قلم-خودم

غدیر نزدیک است ودل های شیعیان بی تاب بیعت با موهایشان!

یکی از دوستان عزیز اهل تسنن همیشه در عزاداری های محرم همراه ماست و محبت خاصی به اهل بیت(س) دارد . وقتی سوال کردم که شما علی (ع) را قبول دارید؟پاسخ داد آری اما نه به خلافت….اما به درستی و راستی او ایمان داریم….واقعا برای من جای تعجب داشت که انسان تشنه چطور ممکن است دنبال چیز دیگری به جز آب باشد؟ آنجا که هدایت انسان مطرح باشد نه سن ملاک است ونه سابقه و….تنها خداست که می داند شایسته کیست….خدایی که پیامبر خود را شناخت برگزید…نزدیکترین فرد به پیامبر راهم جانشین او قرار داد….

وآن چیزی که روشن و واضح است جای تردیدی نیست….
جایگاه امام علی(ع) را نسبت به پیامبر اکرم(ص)، همانند جایگاه هارون نسبت به حضرت موسیمعرفی می‌کند. این حدیث از احادیث مشهورنبوی و مورد قبولِ عالمان شیعه و اهل سنتاست. عالمان شیعه به این حدیث برای اثبات جانشینی حضرت علی(ع) پس از پیامبر و نیز برتری موقعیت ایشان بر دیگر اصحاباستدلال می‌کنند. از نظر عالمان شیعی این حدیث متواتر است.

حدیث سِلسِلَةُ الذَّهَب حدیث قدسی منقول از امام رضا(ع) در باب توحید و شروط آن است. امام رضا(ع) این حدیث را هنگام عبور از نیشابور به طرف مرو بیان کرد. راویان این حدیث همگی امامان معصوم‌اند تا بهپیامبر(ص) و سرانجام به خداوند می‌رسد. به همین دلیل این حدیث را «سلسلة الذهب» به معنای «زنجیرۀ زرّین» توصیف کرده‌اند. طبق برخی گزارش‌ها، هم‌زمان با نقل حدیث، بیش از بیست هزار نفر آن را مکتوب کردند.

حدیث سلسلةالذهب
حدیث سلسله الذهب.jpg

عید غدیرخم
2 نظر »
عیدنزدیک است
ارسال شده در 26 تیر 1400 توسط زینب رادسریان در اهل بیت

عید غدیر خم
نظر دهید »
داستان مار و پله!
ارسال شده در 26 تیر 1400 توسط زینب رادسریان در اهل بیت , داستان کوتاه

#به-قلم-خودم

این داستان براساس خواب یکی از دوستان نوشته شده است…

درس اخلاق رو داشتم مطالعه می کردم،حرف از محاسبه و مراقبه  بود، تنها راه تزکیه ! تصمیم گرفتم هرشب با خودم حساب و کتاب کنم تا در طول تحصیل طلبگی ام ،آموختن من به جانم نفوذ کند.

اولین شب که محاسبه کردم به نظر خودم خوب بودم ،یک زندگی معمولی ،گناهی هم نکرده بودم ،و این را یاد داشت کردم??????

??

خداوندا فرصت بده.تا نزدیک شوم نزدیکتر آنقدر که بفهمم توبه من نزدیکی ای شکافنده ی تاریکی…

ازتوصبرمی خواهم…

و به نظر خودم ،ان روز گناهی مرتکب نشدم ،غافل از اینکه…..

موقع اذان صبح که من در خواب عمیق بودم و صدای اذان مثل همیشه بیدارم نکرد!!!!

من در عالم خواب دیدم که مسافر هستم، یعنی در حال سفر بودم، مقصدم را نمی‌دانستم، تنها چیزی که می‌دانستم این بود که من در حال سفر هستم ، ازسرزمینی که حالت پلکانی داشت عبورکردم، و زمانی‌که  در حال عبوراز جایی بودم،  پایین‌تر از مکان عبور من،مکانی قرار داشت ،  نگاه کردم به‌نظر ، سرزمین پست‌تر و پایین‌تری می‌رسید !زن‌ها و مردان زیادی آن‌جا بودند و به‌نظر می‌رسید که درد و رنج زیادی می‌کشند وآبی به ظاهر متعفن و کثیف نزدیک آن‌ها بود که از آن تغذیه می‌کردند و چیزی که به ذهن من رسید ، این بود که چطور از این آب و غذامی‌خورند!! و اصلا قابلیت خوردن نداشتند ! و میوه‌هایی که به ظاهر شبیه هندوانه بود ! اما این را خوب می‌دانستم که هندوانه نیستند، و بعضی از آن‌ها دستشان را دراز کردند که من را هم با خودشان به پایین‌دست بکشند،اما من خودم را جمع کردم و کنار کشیدم و تمام سعی من این بود که این انسان‌ها من را با خودشان پایین نکشند و سقوط نکنم. چون جایی  که من از آنجا عبور می کردم  با آنها فاصله داشت …و پایین‌دست من آن افراد بودند،مانند کسانی که بیماری وحشتناکی داشته باشند ،از آنها انزجار داشتم.فاصله مکان من با آنها پلکانی و شبیه پرتگاه بود، یعنی اگر من سقوط می‌کردم امکان بازگشت وجود نداشت ….. بعد گروهی از انسان‌ها جمع‌شده بودند که  انبوهی از غذا رابا هم هل می‌دادند و من پرسیدم که این‌همه غذا برای چیست؟ یکی گفت غذای مار را می‌دهند و من نمی‌دانستم که این غذای مارِ عذاب من است! وارد مکانی شدم مکانی که اتاق‌هایی جدا از هم بودند اتاق‌هایی که دیوار نداشتند اما اتاق بودند! وازهیچ ساخته شده بودند!! و من وارد اتاق شدم و مار  آن‌جا بود منتظرمن! واینکه مار با آن هیبت و بزرگی وآن همه غذا که خورده بود ،به مار کوچکتری تبدیل شده بود!!!! ماری که درظاهر،یک مار ساده بود، ظاهر ترسناکی نداشت،اما من  خیلی  ازنزدیک شدن  به ان ودیدن دهانش..احساس وحشت داشتم ! بعد همسرم هم آن‌جا بود و مار همسرم را بلعید… ومن از او بی خبر شدم! مامور (در خواب احساس میکردم مامور ومسئول نگهداری مار است)  گفت: او به دلیل عصبانی و خشمگین شدن وناسپاسی خدا مجازات شد! ومن اصلا برای او ناراحت نشدم . البته قبل از اینکه مار اورا ببلعد نگرانش بودم، اما بعد از آن اورا فراموش کردم و فقط نگران خودم بودم!!!  بعد مار به خواب رفت و یک چاقو کنار مار دیدم! به ذهنم رسید ، مارکه خوابیده سرش را ببرم تا راحت شوم، اما سر مار  را هنوز نبریده بودم مار  بیدار شد و مرا دنبال کرد و من وارد اتاق شدم، اتاقی عجیب که دیوار نداشت و زمین آن هیچ بود! و کف اتاق مانند جدول مندلیف شماره گذاری شده بود و خانه هایی با زمینه نقره ای راه راه درخشان،بعضی خانه ها عددشان پر رنگ و بعضی عدد آنها کمرنگ بود!! و مامور به من گفت که خانه‌هایی که عدد آن‌ها پر رنگ‌تر است، روی آن‌ها پا بگذار، تا بتوانی عبور کنی ،چون مار ، روی آن  خانه‌ها نمی رود! و من فقط می‌دانستم که می‌توانم روی خانه‌هایی که عدد آن‌ها پر رنگ‌تر است پا بگذارم وبا خیال راحت،پیش رفتم…  اما همین‌که وارد اتاق بعدی شدم و زمینه‌ها درخشان‌تر شد و همه خانه‌ها شبیه هم شدند !!و ذهن من گیج شد! و توانایی محاسبه و تفکیک را نداشتم ؟!؟و به‌شدت به درد و رنج افتادم و مار به من نزدیک شد ‌… و دهانش را باز کرد!! من به داخل دهان مار نگاه کردم ….فقط ترس بود که وارد جانم می‌شد، ترسی که فقط  تنها فکر من این بود که هر کاری بکنم که ازآن ترس راحت شوم… این بود که به خداوند روی آوردم و گفتم که خدایا این بود این‌همه از مهربانی خودت، سخن می‌گفتی ؟ این تمام خوبی تو بود؟و هرچه ذکر می دانستم به زبان آوردم! که ناگهان یکی من را عقب کشید و مار را پس زد. به من گفت :گناه تو این است که همسرت را خشمگین کرده ای، تو نباید باعث عصبانیت اومی شدی،البته او هم به خاطر خشمگین شدن وناسپاسی اش  گناه کرده… تو باید درد خود را دوا کنی برو در میان کتاب های خانه ات کتاب زرد را بخوان و دردت را به ۵ طبیب خوب بگو و من از خواب بیدار شدم……ومن در فکر این بودم که کتاب زرد خانه ام کدام است که زردی اش به چشمانم روشنی می دهدومیان این همه طبیب که خدا فرستاده آن ۵ طبیب کدامند؟ آن طبیبانی که  تنها راه نجات هستند.
رسول خدا(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) به ابوذر غفاری میفرمایند: «إنَّ مَثَلَ أهلِ بَیتی فیکُم مَثَلُ سَفینَةِ نوحٍ مِن قَومِهِ؛ مَن رَکِبَها نَجا، ومَن تَخَلَّفَ عَنها غَرِق‌.»(۲) «مَثَل اهل بیت من در میان شما، چونان کشتى نوح در میان قوم اوست. هر که بر آن سوار شد، نجات یافت و هر که از آن باز مانْد، غرق گشت.‌»

خداوندا یاریمان کن دراین دنیا مرزهارابشناسیم تا در آن جهان بتوانیم آنهارا رعایت کنیم و گرفتار نشویم .

خدایا به ما کمک کن تا طبیبان حقیقی جان انسانیت را  شناخته وبه معرفت آنها دست یابیم…

الهی توفیق ولایت مداری و محبت ولایت رابه ما عطا کن که تنها راه سعادت دنیا و آخرت ماست…

الهی به ما عنایت بده که اگر ادعای ولایت مداری داریم،حقیقی باشد وهر لحظه خود را روبروی امام خود ببینیم واو را بر کار هایمان حاضر و ناظر ببینیم..

اهل بیت داستان ماروپله
نظر دهید »
روزی که چشمه ی کوثر جوشید...
ارسال شده در 26 تیر 1400 توسط زینب رادسریان در دلنوشته مذهبی, اهل بیت , سیاسی_انقلابی, عکس نوشته مذهبی

#به-قلم-خودم

خداوند انسانها را به حال خود رها نکرده، وهر لحظه به فکر شکوفایی ظرفیت های وجود آنهاست.وبر انسانها منت نهاد و نعمت خودرا تمام وکمال بخشید برما که علی (ع) را برگزید تا زیر سایه ولایت او هدایت شویم.

علی(ع) ستایش شده ی قرآن،شرط ورود به رضوان،کامل ترین انسان،فاتح  قله ی ایمان،پرچمدار عدالت،طلایه دار سیاست ودیانت،پیوند دین دنیاست!

ولایت علی (ع) کمال عبادت است،وعبادت بدون علی،شقاوت است و جهالت! 

غدیر روز بارش نعمت الهی بر جهانیان،روزی که پیامبر (ص) دست علی (ع) را در دست گرفت و بیعت کرد با ولایتی که بعد از او شیعه می سازد وچون قرآن کریم ،انسان ساز است؛ علی(ع) را خدا برگزید تا دین به کمال رسد ، اوست  که خداوند در قرآن ستایش می کند مقامش را،کیست به پیامبر (ص) نزدیکتر ازعلی(ع) در منش و رفتار وگفتار و…؟

يا ايها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثي و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله أتقاکم»

و کیست که در خویشاوندی به پیامبر(ص) از علی (ع)  نزدیکتر باشد؟…لا يسبق بقرابة في رحم،هيچ کس به قرابت با رسول خدا بر او  سبقت نگرفته).

 غدیر وعده گاه میثاق با ولایت الهی است،روزی که نعمت فراوان می شود و انسان فخر می فروشد به فرشتگان که ولایت علی را برگزیده،تا کامل شود.غدیر روز جوشیدن چشمه ی کوثر است وهر آنکه از این چشمه سیراب گشت،نجات یافت. 

علی(ع) همان همراه و یاور  پیامبر (ص) است که  فاتح خیبر و همسر بانوی ظاهری است که در جهان جز حیدر کسی شایسته همسری او نبود.علی(ع) سید وسالار اهل بیت،اسدالله،آنکه جانش را قدمگاه پیامبر (ص) نهاد تا حجت تمام شود بر دلیری اش! وخداوند هم حجت را تمام کرد بر بندگانش ونامه ی هدایت با نام علی(ع) امضاشد.

 «و من الناس من يشري نفسه ابتغاء مرضات الله»

عید غدیر خم
نظر دهید »
امامی که اطاعتش واجب شده...
ارسال شده در 25 تیر 1400 توسط زینب رادسریان در اهل بیت , حدیث

​به فرموده امام صادق( علیه‌السلام ) ،در کتاب معانی الاخبار، صراط مستقیم طریق اسوه ی معرفت خداست و این ۲ صراط است:

 یکی صراط در دنیا و یکی در آخرت. اما صراط در دنیا عبارت است از :امامی که اطاعتش بر خلق واجب شده .و اما صراط در آخرت ،پلی است که بر روی جهنم زده‌شده است ،هر کس در دنیا از صراط دنیا به‌درستی رد شود ،یعنی امام خود را بشناسد و او را اطاعت کند ،در آخرت نیز از پل آخرت به‌آسانی می‌گذرد و کسی که در دنیا امام خود را نشناسد، در آخرت هم قدمش بر پل آخرت می‌لغزد و به درون جهنم سقوط می‌کند .مقصود از این روایت که  اگر کسی می خواهد تجلی ارتباط صحیح با حق تعالی را در ابعاد مختلف اندیشه و اخلاق و رفتار مشاهده کند،  کامل‌ترین الگوی انسانی پیامبر اکرم و و اهل‌بیت مکرمش می‌باشند .

روایت ظهور امام صادق
نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 44
  • 45
  • 46
  • ...
  • 47
  • ...
  • 48
  • 49
  • 50
  • ...
  • 51
  • ...
  • 52
  • 53
  • 54
  • ...
  • 379
مداحی ومولودی خوانی در مدارس ومجالس بانوان)الشتر(09907341747)
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

جستجو

موضوعات

  • همه
  • احکام
    • وعده صادق
  • ادبیات
  • ادعیه
  • اهل بیت
  • بانوی رویاهای من
  • بهداشت وسلامتی
  • جمکران
  • حجاب
  • حدیث
  • داستان کوتاه
  • درختان
  • دلنوشته مذهبی
  • دهه فجر
  • رهبرم سیدعلی
  • روانشناسی
  • زیارت
  • سخنرانی
  • سیاسی_انقلابی
  • شعر
  • شهدا شمع همیشه روشن
  • طلعه رشیده
  • عکس نوشته مذهبی
  • عید عاشقان
  • فرزندآوری
  • فوتبال
  • فیلم
  • قدس
  • قران
  • مداح
  • مداح خانم در الشتر
  • مذهبی
  • مطالب خواندنی
    • طبیعت
  • معرفی کتاب
  • منابع طبیعی
  • مناجات
  • مهدی فاطمه
  • می خواهم زن ترین باشم
  • نماز
  • ورزشی
  • پرسپولیس
  • پیروزی انقلاب اسلامی ایران
  • کرونا
  • کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا
  • کلیپ مذهبی
  • گل ها وگیاهان زینتی

کاربران آنلاین

  • صفيه گرجي
  • راضيه فارغ
  • گمنام
  • خلوت نشینِ گوشه‌ی گوهرشاد
مداحی ومولودی خوانی در مدارس ومجالس بانوان)الشتر(09907341747)
مداحی ومولودی خوانی در مدارس و مجالس بانوان09907341747