رفیقم حسین(ع) مداحی ومولودی خوانی در مدارس ومجالس بانوان)الشتر(09907341747)

رفیقم حسین(ع)

الهم ارنه طلعه الرشیده... طفیل هستیِ عشق اند آدمی وپری ارادتی بنما تا سعادتی ببری به امید نگاهت قلم برداشتم تاخط بکشم روی هرچه غیرتوست وتنها از توبنویسم...قلم هم به شوق وصال تو قیام میکند ! به امید دیدن قامت مهدی حتی اگر بمیرم وروز قیامت سر ازخاک بر دارم بازهم شوق دیدار تورا دارم ودر انتظارم. یاقائم آل محمد
آفتاب جهان است نگاهت....
ارسال شده در 25 شهریور 1400 توسط زینب رادسریان در اهل بیت , طلعه رشیده

#به-قلم-خودم

تو آفتابی و من ،در پی تو ازین گوشه به آن گوشه سرگردانم، چون پیچکی درپی توام ! تا شاید لحظه‌ای دل سرگردانم،دور پرتو  نگاهت پیچید، مرا وا نکن  از نگاهت ، که به خاک می‌افتم بی نگاهت! برگزار بمانم سر راهت،تابمیرم به شوق دیدار روی ماهت…

خوب می دانم که هستم!لایق دیدار تو نیستم! اما دل رفته و من سرگشته ی دیدار تو هستم!!!

ای جمال تو آفتاب جهان، ای زیباترین حادثه‌ای جهانیان، ای مهدی صاحب زمان 

کجا تو را جستجوکنم؟ ای امید روزهای سخت…
سلام بر تو ،سلام بر تکیه گاهی که تو آنجایی،سلام بر مکانی که تو آنجایی میروی ، تا دلتنگی هایت را سبک کنی،سلام بر بقیه و مزار بی نشان….

دلنوشته مهدی ظهور
نظر دهید »
خاطرات عزاداری
ارسال شده در 22 شهریور 1400 توسط زینب رادسریان در اهل بیت , داستان کوتاه

 سفر به هند 

? خاطرات عجیب  استاد ابو الحسنی منذر استاد تاریخ  از عزاداری  هندوها برای امام حسین (ع)

 

○ دسته عجیب هندوها و سنی‌ها در عزای حسینی!
 هندی‌هایی که با توسّل به امام حسین (ع) بچّه دار می شدند، فرزندان خود را پیک امام حسین (ع) می‌کردند و به صورت دسته عزاداری، بر امام حسین در می‌آمدند. و اما بشنوید از بقیه ماجرا:
? نحوۀ عزاداری آنان به این صورت است که ، لباس مخصوصی بر تن می کنند، چوبدستی و نیز خورجین مانندی همراه بر می دارند، و گروه گروه حرکت می کنند. ضمناً هر گروه، راهنمایی ویژه دارد که وی را «اُستاد» می نامند.

 در این منطقه ، حسینیه ها و امام باره های متعددی وجود دارد. گروههای مزبور هر کدام به سمتی حرکت می کنند و در طول راه به حسینیه های متعددی  بر می خورند.
 ? به هر حسینیه که می رسند، با حالت منظم و مرتّبی می ایستند و استادشان برای آنها مرثیه خوانده و شمّه ای از حکایات سوزناک عاشورا را بازگو می کند. در اثنای نوحه خوانی استاد، آنان به اتفاق بالحنی جانسوز و جگر خراش فریاد بر می آورند: « یا حسین، یا حسین».

تعداد این افراد، در آن تاریخ که این جانب مشاهده کردم(محرم 1409 ق ) به بیست هزار نفر رسیده بود.
○ در اینجا ، چند نکتۀ قابل توجه به ذهنم رسید، که عرض می کنم:

 از این تعداد 20 هزار نفر، تقریباً 70% آنان هندو، 20% مسلمان غیر شیعه، و 10% شیعه می باشند.
? استادها و راهنمایان این عدّه، تماماً بدون استثنا سُنّی هستند؛ سنّیهای که دوستدار اهل بیت عصمت و طهارت سلام اللّه علیهم اجمعین بوده ، به وقایع عاشورا کاملاً آگاهی دارند.

آنها تمام مصائب آل اللّه را از مقاتل معتبر حفظ کرده و برای دیگران بازگو می کنند( بنده با سه تن از استادها، شخصاً گفتگو کردم و آمار و ارقام فوق را ، مستقیماً ، از زبان خود آنان شنیده و نقل می کنم).
?  در میان این افراد(پیک) کودکان حدوداً 10 ساله تا مردانی حدوداً 40 – 50 ساله به چشم می خورد.

 در خور ذکر است که گذشته از عزاداری دستجات «پیک» مزبور، کراراً به دستجات سینه زنی(پنجاه نفره یا بیشتر) دیگری در همان منطقۀ بَهَوّا برخوردم که از شب هشتم تا ظهر عاشورا به مراسم عزاداری اشتغال داشتند و زمانی که از اهل محل یا آشنایان درباب هویّت و مذهب آنان سؤال می کردم، گفته می شد که اینان، هندو مذهبند.
? منبع: کتاب مهاتما گاندی؛ همدلی با اسلام، همراهی با مسلمین اثر استاد ابوالحسنی منذر (ره)، ص  524

عزاداری هندوها برای امام حسین
نظر دهید »
قبر حضرت رقیه (س)
ارسال شده در 21 شهریور 1400 توسط زینب رادسریان در اهل بیت , داستان کوتاه

???حکایت جالب و سوزناک نبش قبر حضرت رقیه( سلام الله علیها )???

علامه ملاّ محمّد هاشم خراساني: عالم جليل شيخ محمّد علي شامي كه از جمله علماي نجف اشرف بود به حقير فرمود: جدّ مادريِ من، جناب آقا سيّد ابراهيم دمشقي كه نَسَبش به سيّد مرتضي علم‌ الهدي منتهي مي‌شد و سن شريفش بيش از۹۰ سال بود، سه دختر داشت و اولاد پسر نداشت. در سال۱۲۴۲هجری شمسی، شبي دختر بزرگ ايشان حضرت رقيّه دختر امام حسين (علیه السلام) را در خواب ديد كه به ايشان فرمودند: به پدرت بگو كه به والي بگويد ميان لحد و جسد من آب افتاده و بدن من در اذّيت است، بيايد قبر و لحد مرا تعمير كند.دختر به سيّد عرض كرد، ولي سيّد از ترس اهل تسنّن، به خواب اعتنا ننمود. شب دوّم دختر وسطيِ سيّد همين خواب را ديد و به پدر گفت، و پدر ترتيب اثري نداد. شب سوّم دختر كوچك سيّد همين خواب را ديد و به پدر گفت، باز هم پدر ترتيب اثري نداد. شب چهارم خودِ سيّد، حضرت رقيّه (سلام الله عليها) را در خواب ديد كه به طريق عتاب فرمودند: چرا والي را خبردار نكردي؟!

سيّد بيدار شد، صبح نزد واليِ شام رفت و خوابش را گفت. والي به علما و صلحاي شام از شيعه و سنّي امر كرد كه غسل كنند و لباس‌هاي پاكيزه بپوشند، به دست هر كس كه قفل وروديِ حرم مطهّر باز شد، همان كس برود و قبر مقدّس او را نبش كند و پيکر را بيرون آورد تا قبر را تعمير كنند.صلحا و بزرگان از شيعه و سنّي در كمال آداب غسل كردند و لباس پاكيزه پوشيدند. قفل به دست هيچ كس باز نشد مگر به دست خود مرحوم سيّد. وقتي ميان حرم آمدند، كلنگ هيچ كدام بر زمين اثر نكرد، مگر به دست سيّد ابراهيم.

حرم را قُرق كردند و لحد را شكافتند. ديدند بدن نازنين حضرت رقيه (سلام‌الله عليها) ميان لحد و كفن صحيح و سالم است، اما آب زيادي ميان لحد جمع شده است.سيّد در قبر رفت و همين كه خشت بالاي سر را برداشت، سيد افتاد. زير بغلش را گرفتند، هي مي‌گفت: اي واي بر من…واي بر من… به ما گفته بودند كه يزيد (لعنت الله عليه) زن غسّاله و كفن فرستاده ولي اکنون فهميدم دروغ بوده، چون دختر با پيراهن خودش دفن شده. من بدن را منتقل نمي‌كنم، مي‌ترسم بدن را منتقل كنم و ديگر به عنوان “رقيّه بنت الحسين” شناخته نشود و من نتوانم جواب بدهم.سيّد، بدن شريف را از ميان لحد بيرون آورد و بر روي زانوي خود نهاد و سه روز بدين گونه بالاي زانوي خود نگه داشت و گريه مي‌كرد تا اينكه قبر را تعمير كردند.وقت نماز كه مي شد، سيّد بدن حضرت را بالاي جايي پاكيزه مي‌گذاشت. پس از فراغت از نماز بدن مطهر را برمي‌داشت و بر زانو مي‌نهاد، تا اينكه بعد از سه روز که کار تعمیر قبر به اتمام رسید، سيد بدن را دفن كرد. وقتي خواست بدن را دفن كند دعا كرد كه خداوند پسري به او عطا فرمايد. دعاي سيّد به اجابت رسيد و در سن پيري خداوند پسري به او لطف فرمود که نام او را سيّد مصطفي گذاشت.آنگاه والي واقعه را به سلطان عبدالحميد عثماني نوشت؛ او هم توليت زينبيّه و مرقد شريف حضرت رقيّه و امّ كلثوم و سكينه را به سيد ابراهيم واگذار کرد. پس از درگذشت سيّد ابراهيم، توليت آن مشاهد مشرفه به پسرش سيّد مصطفي و بعد از او به فرزندش سيّد عبّاس رسيد. { منبع: کتاب دویست داستان ازکرامات و مصائب حضرت رقیه (سلام الله علیها) }

حاتم كه زِ جود شهرتي پيدا كرد * تا بر تو رسيد، سفره اش را تا كرد

قربان دو دست كوچكت بي بي جان * كز مشكل خلق، گره هاي بزرگي واكرد

داستان کوتاه حضرت رقیه (س)
نظر دهید »
عقیله بنی هاشم
ارسال شده در 21 شهریور 1400 توسط زینب رادسریان در می خواهم زن ترین باشم, بانوی رویاهای من

کانون فرهنگی مذهبی عقیله بنی هاشم

با محوریت حجاب و عفاف

مکان .روستای امیر سفلی

از خواهران که دارای مهارت(خیاطی،بافندگی،تدریس خصوصی و..)می باشند دعوت به همکاری میکند.

کلاس های رایگان:احکام،قران،نماز کودکان

و….

کانون فرهنگی مذهبی عقیله بنی هاشم
نظر دهید »
سلام برنگاهت، که همیشه بامن است....
ارسال شده در 16 شهریور 1400 توسط زینب رادسریان در دلنوشته مذهبی, اهل بیت , طلعه رشیده

#به-قلم-خودم

سلام برتو ای مسافر راه کربلا،این روزها پیاده می روی ازنجف،تا حرمین،با یاد گشته ی نینوا…

این غربت کی تمام می شود؟این عشق و دلدادگی مرا از دوست داشتن تو،سیراب نمی کند….این غزل هم بی توسروده شد! این آه، حسرت دیدن…شمع وجودم آب شد،ای نسیم سحر،گذر کن از کوچه ی تنهایی ام ،خاکسترم را، باخودببر!

سلام نگاهت،بر روی ماهت،ای یارشیرین،ای ماه زمین،ای زیباترین آیه قران،ای دردانه ی زهرا(س)….عطر نرگس های کوهسار است،نفس های تو،باران روی خاک خشکیده است نگاهت،ودست های تو ، مسیح دیگراست تا زندگی را در رگ های حیات بدمد!

سلام من به راهی که از آن عبور کرده ای،راهی که در پیش داری…..سلام بر تو ….

تمام دنیای من عشق توست…تمام دنیای من،فدای نگاه تو!

مولای من،تمام دنیا فدای نگاه تو!

امام زمان من!ثانیه ها،لحظه ها،هستی هر چه هست،فدای تو…

بیا که جانم به لب رسیده،برای تو….

دانشگاه امام زمان
نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 23
  • 24
  • 25
  • ...
  • 26
  • ...
  • 27
  • 28
  • 29
  • ...
  • 30
  • ...
  • 31
  • 32
  • 33
  • ...
  • 379
مداحی ومولودی خوانی در مدارس ومجالس بانوان)الشتر(09907341747)
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

جستجو

موضوعات

  • همه
  • احکام
    • وعده صادق
  • ادبیات
  • ادعیه
  • اهل بیت
  • بانوی رویاهای من
  • بهداشت وسلامتی
  • جمکران
  • حجاب
  • حدیث
  • داستان کوتاه
  • درختان
  • دلنوشته مذهبی
  • دهه فجر
  • رهبرم سیدعلی
  • روانشناسی
  • زیارت
  • سخنرانی
  • سیاسی_انقلابی
  • شعر
  • شهدا شمع همیشه روشن
  • طلعه رشیده
  • عکس نوشته مذهبی
  • عید عاشقان
  • فرزندآوری
  • فوتبال
  • فیلم
  • قدس
  • قران
  • مداح
  • مداح خانم در الشتر
  • مذهبی
  • مطالب خواندنی
    • طبیعت
  • معرفی کتاب
  • منابع طبیعی
  • مناجات
  • مهدی فاطمه
  • می خواهم زن ترین باشم
  • نماز
  • ورزشی
  • پرسپولیس
  • پیروزی انقلاب اسلامی ایران
  • کرونا
  • کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا
  • کلیپ مذهبی
  • گل ها وگیاهان زینتی

کاربران آنلاین

مداحی ومولودی خوانی در مدارس ومجالس بانوان)الشتر(09907341747)
مداحی ومولودی خوانی در مدارس و مجالس بانوان09907341747