رفیقم حسین(ع) مداحی ومولودی خوانی در مدارس ومجالس بانوان)الشتر(09907341747)

حکایت کوتاه
ارسال شده در 6 شهریور 1400 توسط زینب رادسریان در داستان کوتاه

خضر نبی در سایه درختی نشسته بود

سائلی سمت او آمد و از اول سوال کرد خضر دست در لباسش برده اما چیزی دستش را نگرفت
گفت ای سائل ببخشم چیزی ندارم

سایل گفت تو را به خدا سوگند می‌دهم نیازم بسیار است کمی بیشتر بگرد شاید چیزی داری و نمی‌دانی

خضر برخواست گفت صبر کن دارم بیا برویم، به بازار برده فروشان آمد و گفت مرا بفروش و پولش بگیر و ببر چاره علاجت کن

سائل گفت نه هرگز!!!

خضر نبی گفت باید اینکار را انجام دهی

القصه خضر را سائل بفروخت و پول را گرفته و شادمان راهی شد.
خضر را مردی خرید و آورد خانه

دید پیرمردی نورانی است، دلش سوخت و کار زیادی به او نمی‌سپرد.
روزی مرد قصد سفر کرد و از خضر خواست تا خانه و فرزندانش را در غیاب او محافظت کند و مایحتاج آنها را بخرد.
خضر گفت کاری به من بسپار من از اینکه غلام تو باشم و کاری نکنم ناراحتم

مرد گفت همین بس

خضر اصرار کرد، مرد گفت پس اگر دوست داشتی برای من از دل کوه سنگ‌های کوچک بیاور تا در حیاط منزل خانه دیگری بسازم
خضر نبی پذیرفت و در غیاب صاحب خانه با قدرت تمام، خانه‌ای زیبا به کمک اجنه و فرشتگان در آن خانه بنا ساخت

صاحب خضر آمد و چون آن خانه را دید باور کرد این پیر مرد انسان معمولی نیست!
گفت تو کیستی ای مرد خود را معرفی کن،

گفت غلام توام

گفت تو را به خدا سوگند خودت را معرفی کن، خضر گفت مرا چرا به خالقم سوگند دادی؟

یکبار سائلی مرا به خالقم سوگند داد، چیزی نداشتم به او دهم

خودم را به بردگی فروختم!!!
من خضر نبی هستم

مرد گریست و گفت مرا ببخش نشناختمت

گفت: اصلاً من خود خواستم نشناسی تا راحت امر و نهی کنی مرا چون غلامان

گفت ای خضر در قبال این خانه که ساختی از من چیزی بخواه

گفت ای صاحب و مولای من

از زمانی که غلام تو شده‌ام به راحتی نمی‌توانم برای خالقم در پنهان عبادت کنم و راحت نمی‌توانم اشک بریزم

چرا که می‌ترسم هر لحظه در زمان لذتم با معشوقم مرا احضار کنی و اگر اجابت نکنم معصیت کرده باشم.

مرا لطف فرموده  آزاد کن

صاحب خضر گریست و او را آزاد کرد.
حضرت خضر کسی است که برای وصال معشوقش خود را به غلامی فروخت و معشوقش بهای عشق آزادی او را پرداخت.
راستی ما برای خدا چه می کنیم…!؟

“قدری بیندیشیم”
─┅─═इई ??? ईइ═─┅─

حکایت خضرنبی
نظر دهید »
زیارت امام زمان در روزجمعه
ارسال شده در 6 شهریور 1400 توسط زینب رادسریان در اهل بیت , ادعیه

​? زیارت امام زمان (عج) در روز جمعه
? اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللهِ في اَرْضِهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ اللهِ في خَلْقِهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا نُورَ اللهِ الَّذي يَهْتَدي بِهِ الْمُهْتَدُونَ، وَيُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنينَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخآئِفُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْوَلِيُّ النّاصِحُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا سَفينَةَ النَّجاةِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ الْحَيوةِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ صَلَّي اللهُ عَلَيْكَ وَعَلي آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ عَجَّلَ اللهُ لَكَ ما وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَظُهُورِ الاَْمْرِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يامَوْلايَ، اَنـَا مَوْلاكَ عارِفٌ بِاُوليكَ وَاُخْريكَ، اَتَقَرَّبُ اِلَي اللهِ تَعالي بِكَ وَبِآلِ بَيْتِكَ، وَاَنْتَظِرُ ظُهُورَكَ، وَظُهُورَ الْحَقِّ عَلي يَدَيْكَ، وَاَسْئَلُ اللهَ اَنْ يُصَلِّيَ عَلي مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَاَنْ يَجْعَلَني مِنَ الْمُنْتَظِرينَ لَكَ وَالتّابِعينَ وَالنّاصِرينَ لَكَ عَلي اَعْدآئِكَ، وَالْمُسْتَشْهَدينَ بَيْنَ يَدَيْكَ في جُمْلَةِ اَوْلِيآئِكَ، يا مَوْلايَ يا صاحِبَ الزَّمانِ صَلَواتُ اللهِ عَلَيْكَ وَعَلي آلِ بَيْتِكَ، هذا يَوْمُ الْجُمُعَةِ وَهُوَ يَوْمُكَ، الْمُتَوَقَّعُ فيهِ ظُهُورُكَ، َالْفَرَجُ فيهِ لِلْمُؤْمِنينَ عَلي يَدَيْكَ، وَقَتْلُ الْكافِرينَ بِسَيْفِكَ، وَاَنَا يا مَوْلايَ فيهِ ضَيْفُكَ وَجارُكَ، وَاَنْتَ يا مَوْلايَ كَريمٌ مِنْ اَوْلادِ الْكِرامِ، وَمَأْمُورٌ بِالضِّيافَةِ وَالاِْجارَةِ، فَاَضِفْني وَ اَجِرْني، صَلَواتُ اللهِ عَلَيْكَ وَعَلي اَهْلِ بَيْتِكَ الطّاهِرينَ.
╔━━━๑ღ?ღ๑━━━╗

    @emam__zaman313

╚━━━๑ღ?ღ๑━━━╝

زیارت امام زمان در روز جمعه
نظر دهید »
یا کریم الصفح
ارسال شده در 5 شهریور 1400 توسط زینب رادسریان در اهل بیت , حدیث

????????
?پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله)به جناب اباذر غفاری می‌‌فرمایند:
?يَا أَبَاذَرٍّ إِنَّهُ مَا مِنْ شَيْ‌ءٍ أَحَقَّ بِطُولِ السِّجْنِ مِنَ اللِّسَانِ. 
*ای ابوذر چیزی بیشتر از زبان سزاوارتر به زندانی شدن نیست*
?جامع السعادات تألیف مرحوم محمد مهدی نراقي جلد 2  صفحه  353

حدیث روایت ابوذر
نظر دهید »
بارگناه...
ارسال شده در 4 شهریور 1400 توسط زینب رادسریان در حدیث

بارزیادگناه
نظر دهید »
بیداری سحر
ارسال شده در 4 شهریور 1400 توسط زینب رادسریان در اهل بیت , عکس نوشته مذهبی

بیداری سحر ظهور
نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 38
  • 39
  • 40
  • ...
  • 41
  • ...
  • 42
  • 43
  • 44
  • ...
  • 45
  • ...
  • 46
  • 47
  • 48
  • ...
  • 393
شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

جستجو

موضوعات

  • همه
  • احکام
    • وعده صادق
  • ادبیات
  • ادعیه
  • اهل بیت
  • بانوی رویاهای من
  • بهداشت وسلامتی
  • جمکران
  • حجاب
  • حدیث
  • داستان کوتاه
  • درختان
  • دلنوشته مذهبی
  • دهه فجر
  • رهبرم سیدعلی
  • روانشناسی
  • زیارت
  • سخنرانی
  • سیاسی_انقلابی
  • شعر
  • شهدا شمع همیشه روشن
  • طلعه رشیده
  • عکس نوشته مذهبی
  • عید عاشقان
  • فرزندآوری
  • فوتبال
  • فیلم
  • قدس
  • قران
  • مداح
  • مداح خانم در الشتر
  • مذهبی
  • مطالب خواندنی
    • طبیعت
  • معرفی کتاب
  • منابع طبیعی
  • مناجات
  • مهدی فاطمه
  • می خواهم زن ترین باشم
  • نماز
  • ورزشی
  • پرسپولیس
  • پیروزی انقلاب اسلامی ایران
  • کرونا
  • کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا
  • کلیپ مذهبی
  • گل ها وگیاهان زینتی

کاربران آنلاین

  • فاطمه مقيمي
  • خادم ارباب بی کفن
  • خلوت نشینِ گوشه‌ی گوهرشاد
  • مرآت
  • شرف المکان بالمکین
مداحی ومولودی خوانی در مدارس ومجالس بانوان)الشتر(09907341747)
مداحی ومولودی خوانی در مدارس و مجالس بانوان09907341747