رفیقم حسین(ع) مداحی ومولودی خوانی در مدارس ومجالس بانوان)الشتر(09907341747)

شهدا شرمنده ایم
ارسال شده در 18 اسفند 1399 توسط زینب رادسریان در شهدا شمع همیشه روشن, داستان کوتاه

​۳۰۰ تن از رزمندگان گردان حنظله درون یکی از کانال‌ها به محاصره‌ی نیروهای عراقی در می‌آیند .

 آنهاچند روز وصرفا با تکیه برایمان سرشار خود به مبارزه ادامه می‌دهند و به مرور همگی توسط آتش دشمن و باعطش مفرط به شهادت می‌ﺭﺳﻨﺪ . :|

ساعتهای آخر مقاومت بچه‌ها در کانال، بیسیم‌چی گردان حنظله حاج همت را خواست، حاجی آمد پای بیسیم و گوشی را به دست گرفت. صدای ضعیف وپر از خش خش را از آن سوی خط شنیدم که میگوید: احمد رفت، حسین هم رفت. باطری بی‌سیم دارد تمام می‌شود، بعثیها عنقریب می‌آیند تاما را خلاص کنند، من هم خداحافظی میکنم :|
حاج همت که قادر به محاصره‌ی تیپ‌های تازه نفس دشمن نبود، همان طور که به پهنای صورت اشک می ‌ریخت، گفت: بی‌سیم را قطع نکن… حرف بزن، هر چی دوست داری بگو، اما تماس خودت را قطع نکن .

 صدای بی‌سیم‌چی را شنیدم که می‌گفت: سلام ما را به امام برسانید، از قول ما به امام بگویید: همانطور که فرموده بودید حسین‌وار مقاومت کردیم، ﻣﺎﻧﺪﻳﻢ و ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ایستادیم .
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ما در قبال خون شهدا چه کردیم ؟
#شهدا‌شرمنده‌ایم  :|:|

شهدا خاطرات
نظر دهید »
گروه خونیa
ارسال شده در 18 اسفند 1399 توسط زینب رادسریان در بهداشت وسلامتی

​⚠️افراد با گروه خونی 🅰️ بیشتر در معرض ابتلا به #کرونا هستند
🔺محققان نحوه اتصال ویروس به سلولهای قرمز خون از نوع A ، B و O را بررسی کردند.

🔺آنها در این مطالعه به نتیجه رسیدند که آنتی ژن های موجود در سلولهای خونی به جز گروه A  میل بیشتری به چسبیدن به ویروس کرونا دارند. 

🔺این بدان معناست که افراد با داشتن گروه خونی A بیشتر در معرض ابتلا به کووید ۱۹ هستند./شبکه های اجتماعی

ویژگی گروه خونیa
نظر دهید »
خانمانه
ارسال شده در 18 اسفند 1399 توسط زینب رادسریان در بهداشت وسلامتی

​خانم‌ها زردی ناخن را جدی بگیرند !
▫️بیماری کبد «زردی»

▫️بیماری‌های کلیه 

▫️کمبود انواع ویتامین‌ها

▫️کمبود آهن و روی

▫️بیماری‌های تیرویید

▫️دیابت

@Dansstanih‌ha | دانستنی ها ™

❇️  ماسک عالی برای پوست خسته و کدر
 سفیده تخم مرغ ۱ عدد 

ماست ۱ قاشق غذاخوری

 آب سیب زمینی ۱ قاشق غذاخوری 

آب خیار ۱قاشق غذاخوری 

جوانه گندم به میزانی که مواد سفت شود ۰

زمان: ۲۰ دقیقه

ماسک صورت وزیبایی ناخن
نظر دهید »
گوهرشاد
ارسال شده در 18 اسفند 1399 توسط زینب رادسریان در سخنرانی

​بیست و یکم تیرماه در خاطر مردم ایران یادآور حادثه تلخ و ناگواری است، روزی که در آن دژخیمان حکومت جلاد پهلوی شمار زیادی از مردم مسلمان کشورمان را که به اعتراض علیه فرمان کشف حجاب از سوی رضاشاه مخلوع، در مسجد گوهرشاد مشهد برخاسته بودند به گلوله بستند و عده فراوانی در این هجوم وحشیانه‌‌ی جنود و مزدوران رژیم فاسد طاغوت به فیض شهادت نائل شدند. به همین مناسبت در تقویم کشورمان 21 تیرماه به نام روز حجاب و عفاف نامگذاری شده است.








.

قیام مسجد گوهرشاد چرا و چگونه اتفاق افتاد؟
۲۱ تیرماه؛ سالروزقیام گوهرشاد و روز عفاف و حجاب

واقعه مسجد گوهرشاد تجمع مردم مشهد در تیر ماه ۱۳۱۴ در اعتراض به قانون تغییر لباس بود که توسط نیروهای رضاخان سرکوب شد.
:fist:️ علت اصلی این تحصن اعتراض به اجباری شدن کشف حجاب و کلاه شاپو و سیاست‌های تغییر لباس، و حصر آیت الله سید حسین قمی (در پی اعتراض به قوانین تغییر لباس) بود.
در ۲۰ تیرماه، درگیری اولیه در مسجد گوهرشاد باعث کشته شدن ۲۰ نفر شد. پس از آن بر تعداد متحصنین افزوده شد و بین ۱۵ تا ۲۰ هزار نفر در مسجد گوهرشاد و اطراف آن گرد آمدند.
 فردای آن روز در ۲۱ تیرماه و پس از آنکه تلاش نظامیان برای متفرق کردن جمعیت با مقاومت مردم رو به رو شد، راههای ورود و خروج به مسجد گوهرشاد بسته و دستور شلیک صادر شد.
بدین ترتیب این تحصن به شدت سرکوب و بیش از ۱۶۰۰ نفر کشته شدند. پس از این واقعه روحانیان سرشناس مشهد دستگیر شدند و تبعید شدند و به دستور رضا شاه برخی از روسای ادارات مشهد تغییرکردند.

T



















































































وقتي رفتم به داخل مسجد ديدم كه همه‌جا خون ريخته است، اين طرف و آن طرف پرِ خون بود. چادر زن‌ها، تكه‌پاره‌ لباس‌ها و كفش و كلاه‌ها بود كه در مسجد ريخته شده بود اما كسي نبود. جلوي كفش‌كن پر از خون بود. 




مرده‌ها را داشتند مي‌بردند. يك در چوبي بود كه از بس جنازه ريخته بودند رويش و برده بودند پر از خون بود. كمپرسي آوردند و مرده‌ها را بردند در يك گودالي كه كنده بودند ريختند. كساني كه هنوز جان داشتند ولي آنها را هم در كمپرسي ريختند. خلاصه ما هم ديگر به تطهير و تميز كردن و شستشو پرداختيم.


بعد از يك دو روز كه قدغن بود كه كسي به مسجد بيايد و نماز بخواند اين آقاي متولي بزرگ كه ميرزا طاهر بود، ما را صدا كرد كه فلاني بيا اينجا را امضا كن. گفتم چرا امضا كنم؟ بخوان ببينم. گفت نوشته كه در حال بيرون كردن مردم از مسجد، دو، سه نفر خفه شده‌اند! گفتم آقا چرا امضا كنم؟ اين همه آدم كشته‌اند و من شاهد بوده‌ام. گفت من مي‌گويم امضا كن. گفتم تو بيخود مي‌گويي، اگر مي‌خواهي آنچه را ديدم بنويس تا امضا كنم. خلاصه امضا نكردم.







روایت کشفدار مسجد گوهرشاد از جنایت رضاخان در مشهد/ نحوه انتقال جنازه شهدای فاجعه گوهرشاد

حاج غلامعلی نخلعی، کفشدار مسجد گوهرشاد





يك روز چراغچي آن زمان برايم تعريف مي‌كرد كه آن شب رفته بوده كه چراغ‌ها را تلمبه بزند سربازي را همراه او كرده بودند. در كنار حوض مسجد پيرزن، شخصي تيرخورده افتاده بود كه آنها را صدا كرد و گفته من شش تومان دارم براي دفن و كفن خودم پس‌انداز كرده بوده‌ام، آن را برداريد و مرا به آبرومندي دفن كنيد. آن سرباز فوراً پول را گرفت و در جيبش گذاشت و آن شخص را كشت و بعد رفتيم به محراب مسجد پيرزن، آنجا هم يك شخص ديگري افتاده بود كه صد تومان پول داشت و گفت اين را خرج دفن و كفن من كنيد. صد تومان او را هم گرفت و در جيبش گذاشت، تفنگ را دم گوشش برد و شليك كرد و او را كشت















نظر دهید »
خاطره....
ارسال شده در 18 اسفند 1399 توسط زینب رادسریان در سخنرانی

مسجد گوهرشاد از جنایت رضاخان در مشهد/ نحوه انتقال جنازه شهدای فاجعه گوهرشاد










حاج غلامعلی نخلعی، کفشدار مسجد گوهرشاد می‌گوید: وقتي رفتم به داخل مسجد ديدم كه همه‌جا خون ريخته است، اين طرف و آن طرف پرِ خون بود. چادر زن‌ها، تكه‌پاره‌ لباس‌ها و كفش و كلاه‌ها بود كه در مسجد ريخته شده بود اما كسي نبود. جلوي كفش‌كن پر از خون بود. مرده‌ها را داشتند مي‌بردند. يك در يك لتي چوبي بود كه از بس جنازه ريخته بودند رويش و برده بودند پر از خون بود. كمپرسي آوردند و مرده‌ها را بردند در يك گودالي كه كنده بودند ريختند. كساني كه هنوز جان داشتند ولي آنها را هم در كمپرسي ريختند. خلاصه ما هم ديگر به تطهير و تميز كردن و شستشو پرداختيم.



تاریخ انتشار: ۱۵:۱۷ - ۲۰ تير ۱۳۹۷ - 2018July 11





پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ فاجعه مسجد گوهرشاد در 21 تیرماه 1314، برگ دیگری از جنایت‌های رضاخان در تاریخ ایران است. ابعاد این جنایت چنان وسیع بود که هرگز تعداد شهدای این واقعه به طور دقیق مشخص نشد. بازخوانی خاطرات شاهدان عینی می‌تواند نشانگر عمق این فاجعه باشد. 




حاج غلامعلی نخلعی، کفشدار مسجد گوهرشاد که فردای حادثه در مسجد حاضر شده و از نزدیک شاهد جنایت عمال رضاخان بود می‌گوید: نصف شب بود كه صداي تير و تفنگ بلند شد. صبح كه آمدم ديدم دور تا دور فلكه قشون ايستاده و كسي نمي‌تواند رفت و آمد كند. من آمدم كه بروم توي مسجد سربازها جلوي مرا گرفتند. يك صاحب‌منصبي به آنها گفت مي‌خواهد برود كثافت‌كاري‌هاي شما را پاك كند بگذاريد برود.


باز آمدم جلوي مسجد رسيدم، سربازها جلويم را گرفتند. افسري برگشت به سربازها گفت اين از مستخدمين مسجد است بگذاريد برود كثافت‌كاري‌هاي شما را پاك كند. 




وقتي رفتم به داخل مسجد ديدم كه همه‌جا خون ريخته است، اين طرف و آن طرف پرِ خون بود. چادر زن‌ها، تكه‌پاره‌ لباس‌ها و كفش و كلاه‌ها بود كه در مسجد ريخته شده بود اما كسي نبود. جلوي كفش‌كن پر از خون بود. 




مرده‌ها را داشتند مي‌بردند. يك در چوبي بود كه از بس جنازه ريخته بودند رويش و برده بودند پر از خون بود. كمپرسي آوردند و مرده‌ها را بردند در يك گودالي كه كنده بودند ريختند. كساني كه هنوز جان داشتند ولي آنها را هم در كمپرسي ريختند. خلاصه ما هم ديگر به تطهير و تميز كردن و شستشو پرداختيم.


بعد از يك دو روز كه قدغن بود كه كسي به مسجد بيايد و نماز بخواند اين آقاي متولي بزرگ كه ميرزا طاهر بود، ما را صدا كرد كه فلاني بيا اينجا را امضا كن. گفتم چرا امضا كنم؟ بخوان ببينم. گفت نوشته كه در حال بيرون كردن مردم از مسجد، دو، سه نفر خفه شده‌اند! گفتم آقا چرا امضا كنم؟ اين همه آدم كشته‌اند و من شاهد بوده‌ام. گفت من مي‌گويم امضا كن. گفتم تو بيخود مي‌گويي، اگر مي‌خواهي آنچه را ديدم بنويس تا امضا كنم. خلاصه امضا نكردم.







روایت کشفدار مسجد گوهرشاد از جنایت رضاخان در مشهد/ نحوه انتقال جنازه شهدای فاجعه گوهرشاد

حاج غلامعلی نخلعی، کفشدار مسجد گوهرشاد






يك روز چراغچي آن زمان برايم تعريف مي‌كرد كه آن شب رفته بوده كه چراغ‌ها را تلمبه بزند سربازي را همراه او كرده بودند. در كنار حوض مسجد پيرزن، شخصي تيرخورده افتاده بود كه آنها را صدا كرد و گفته من شش تومان دارم براي دفن و كفن خودم پس‌انداز كرده بوده‌ام، آن را برداريد و مرا به آبرومندي دفن كنيد. آن سرباز فوراً پول را گرفت و در جيبش گذاشت و آن شخص را كشت و بعد رفتيم به محراب مسجد پيرزن، آنجا هم يك شخص ديگري افتاده بود كه صد تومان پول داشت و گفت اين را خرج دفن و كفن من كنيد. صد تومان او را هم گرفت و در جيبش گذاشت، تفنگ را دم گوشش برد و شليك كرد و او را كش
ت

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 103
  • 104
  • 105
  • ...
  • 106
  • ...
  • 107
  • 108
  • 109
  • ...
  • 110
  • ...
  • 111
  • 112
  • 113
  • ...
  • 393
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

جستجو

موضوعات

  • همه
  • احکام
    • وعده صادق
  • ادبیات
  • ادعیه
  • اهل بیت
  • بانوی رویاهای من
  • بهداشت وسلامتی
  • جمکران
  • حجاب
  • حدیث
  • داستان کوتاه
  • درختان
  • دلنوشته مذهبی
  • دهه فجر
  • رهبرم سیدعلی
  • روانشناسی
  • زیارت
  • سخنرانی
  • سیاسی_انقلابی
  • شعر
  • شهدا شمع همیشه روشن
  • طلعه رشیده
  • عکس نوشته مذهبی
  • عید عاشقان
  • فرزندآوری
  • فوتبال
  • فیلم
  • قدس
  • قران
  • مداح
  • مداح خانم در الشتر
  • مذهبی
  • مطالب خواندنی
    • طبیعت
  • معرفی کتاب
  • منابع طبیعی
  • مناجات
  • مهدی فاطمه
  • می خواهم زن ترین باشم
  • نماز
  • ورزشی
  • پرسپولیس
  • پیروزی انقلاب اسلامی ایران
  • کرونا
  • کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا
  • کلیپ مذهبی
  • گل ها وگیاهان زینتی

کاربران آنلاین

  • رضوی
  • مهنــــا
  • زفاک
مداحی ومولودی خوانی در مدارس ومجالس بانوان)الشتر(09907341747)
مداحی ومولودی خوانی در مدارس و مجالس بانوان09907341747